• یاسمن اسماعیلی
  • ۲۲ آذر ۱۳۹۸
Comfort Zone والپیپر + متن پادکست

به پادکست کامفورت زون می‌تونی از این لینک گوش بدی. اینجا متن این پادکست رو برات آوردیم و یه سری نکته هم اضافه کردیم. در کنار همه‌ی اینها دو تا والپیپر هم برات طراحی کردیم که دانلود کنی و استفاده کنی:)

متن پادکست

امسال 29 ساله شدم. تو ماشین دوستم نشسته بودم و از بین خیابونای شیراز میگذشتیم که یهو اتفاق افتاد و من شدم یه بیست و نه ساله. اتفاق خاص و عجیبی نبود اما حواسم رو برد به هدف های زندگیم و اون هزار راه نرفته و مثل خیلی از 29 ساله های دیگه یهو دپرس شدم.


همه ما حداقل یک بار این حس رو تجربه کردیم. یهو یاد سنمون می افتیم و یادمون میاد که تصویری که پنج سال پیش از زندگی الانمون ساخته بودیم با واقعیت چقدر فرق داره. بعضی وقتا از این تفاوت خوشحال میشیم و شکرگزار دنیا میشیم که اون تصوراتمون واقعی نشد و گاهی هم حسرت میخوریم که اگه میشد چی میشد…

من هم درسته که دپرس شدم اما وقتی یاد تجربه‌های دیگه‌م افتادم حالم بهتر شد و بعد فهمیدم دقیقا چرا. فهمیدم یک راهی هست که می‌تونه تاثیر این مقایسه رو کمرنگ کنه. راهی که من رفتم و باعث شد از زندگی ای که گذروندم راضی تر باشم. یه روشی که اگه انجامش بدیم هر سال وقت تولد به عقب نگاه می‌کنیم و می‌گیم بله من زندگی کردم!

و اون راه این بود:

Stepping out of my comfort zone

جادو جایی خارج از کامفورت زونت اتفاق می‌افته.

ویکی پدیا کامفورت زون رو کنج راحتی معنی کرده، یه کنج یا محیط امن که توش نه ریسک میکنی نه فعالیتی انجام میدی که در حالت عادی ازش فراری هستی چون سخته. مثلا وقتی شغلت رو دوست نداری و ازش بیرون نمیای موندی تو کنج راحتیت چون می‌ترسی با بیکاری و یا شروع بیزنس و یا پیدا کردن یه شغل بهتر رو به رو شی و دست و پنجه نرم کنی. تو comfort zone موندی و بیرون نمیای.

وقتی توی کنج راحتی نشستیم و از پنجره بیرون رو نگاه می‌کنیم جز سیاهی چیزی نمیبینم و حتی فکر قدم زدن تو اون تاریکی اذیتمون میکنه. میترسیم که خودمون رو بسپریم دست زندگی و بیخیال کنترل کردن شرایط بشیم. می‌ترسیم شغلمون رو ول کنیم و ببینیم بعدش چی می‌شه و یا می‌ترسیم از اون رابطه‌ی زهرماری بیایم بیرون چون تنهایی و بعدش می‌ترسونتمون. می‌ترسیم فکر خرید خونه و زیر قرض رفتن برای ده‌ها سال رو بذاریم کنار و در عوض در لحظه زندگی کنیم و بریم سفر.

همه‌ی اینا به خاطر اینه که محیطی که توش هستیم، چه فیزیکی و چه احساسی برامون آشناست و راحت‌تره. ولی فقط کافیه که یکم از این محیط خط کشی شده بیایم بیرون. کافیه که بریم تو تاریکی و از کنترل کردن شرایط دست برداریم. اونوقته که زندگی شروع می‌شه و اونوقته که دیگه دلمون نمیخواد برگردیم به محیط امنمون چون یه چیز جدید رو حس کردیم. چیزی به اسم زندگی.

توجه:  متن زیر هم مفهوم با متن فارسی بالاست اما ترجمه لغت به لغتش نیست.

This year I turned 29. I was in the car with my friend in Shiraz when the clock struck midnight and I turned 29.


It was an ordinary day, but it got me thinking about my life and like millions of other 29-year-olds, I felt a bit sad because I remembered all the goals and aspirations that I had. All the unaccomplished ones.


But as I recounted my blessings and reviewed all the growth that I had experienced, the sadness started to fade away.


After a bit of reflection, I figured there was this one thing that had helped me grow and left me with a weird sense of satisfaction. And it was stepping out of my comfort zone.

According to Collinsdictionary, If a situation or activity is out of your comfort zone, it does not make you feel secure, comfortable, or in control. Comfort zone is actually a situation in which you do not feel challenged. You feel comfortable because you are not using your full potential. Or because you are not doing something that helps you grow. You are doing the same old thing which is easy. Remember, it is not really a physical place, it is a psychological one. It is a state of mind.

But if you step out of your comfort zone or if you break out of your comfort zone, it means that you do something that challenges you. You do something that does not make you feel comfortable. Something that eventually helps you grow.

For example, imagine that you’re stuck in a job that you hate, but you don’t wanna quit. You wanna stay because you are afraid of the unknown. Afraid of what is to come after you quit. You don’t wanna face the challenge of finding a new job or starting your own business. It is stable and it is an OK state for you. It is a state that you are familiar with, so you continue dealing with your job even though you do not feel truly happy.


But what if you pluck up the courage to quit your job? What if you dare to step into the unknown? What if you risk your comfortable state and do something different? What if you leave your abusive partner? What if you sell your house and go on a trip around the world?


If you muster up the courage and quit your job, you are going to feel scared, even terrified! And that is not an easy state to be in because you are not in control anymore and things might go wrong! Yes! You might not find a better job! Or you might not get into a better relationship! Or you might not experience amazing adventures! Scary, right? But that my friend, is when you feel alive. That is when growth happens, and you feel a deep satisfaction no matter what the outcome. That, my friend, is called getting out of your comfort zone. And, that, my friend, is when life begins.

نکات

pluck up the courage: To force yourself to be brave enough to do something, although you are frightened or worried about it: He finally plucked up courage to ask her to marry him.

muster up the courage: If you muster up a feeling of courage or energy, you try hard to find that quality in yourself because you need it in order to do something.

این دو عبارت یعنی شجاعت به خرج دادن

دانلود والپیپرهای کامفورت زون

دانلود نسخه موبایل

دانلود نسخه دسکتاپ 1080*1920

یاسمن اسماعیلی
یاسمن اسماعیلی
من یاسمن هستم، موسس لینگمی و یکی از نویسنده‌های وبلاگ و دوستدار همه‌ زبان‌ها و فرهنگ‌ها.
نظرات
  1. Hesam می گه:
    ۱۹:۰۵ مورخه ۲۲ آذر ۹۸

    Thank you mis yasi for publishing such a inspirational issue and wish you the best

  2. fereshte می گه:
    ۱۹:۳۶ مورخه ۲۲ آذر ۹۸

    سلام استاد یاسی جون..انیمه منظور همونanimationهست💗🙋‍♀️🤗

  3. Hediye می گه:
    ۱۵:۵۲ مورخه ۲۳ آذر ۹۸

    آیا در ایتالیا فقط بادانستن زبان انگلیسی میشه زندگی و کار کرد؟ یانیازه زبان ایتالیایی هم بلد باشیم؟

  4. مریم دانشور می گه:
    ۱۸:۴۷ مورخه ۲۳ آذر ۹۸

    Actually, we are afraid of change in our life because we can’t predict what’s going to happen in the future and we don’t want to accept the responsibility of changes that we’ve made. We prefer to stay in our comfort zone and let circumstances control us. Therefore we miss the chance of turning the tide. To take back control of our life, we should change our mindset and see things from a different perspective.
    Thanks for your thought-provoking podcast
    Best of luck

    • یاسمن اسماعیلی می گه:
      ۱۷:۰۵ مورخه ۲۷ آذر ۹۸

      I completely agree with your point of view and am happy that you found this episode useful.

  5. shahin می گه:
    ۱۲:۱۶ مورخه ۰۳ دی ۹۸

    this podcast was really beneficial thank u so much

  6. Maryam ebrahimi می گه:
    ۱۰:۴۱ مورخه ۲۳ فروردین ۹۹

    For your great information, nice voice, lovely face and all the other points that make your website proficient *Just I want to say*thanks a million

  7. مارال می گه:
    ۰۸:۵۸ مورخه ۰۷ اردیبهشت ۹۹

    سلام استاد اسماعیلی.
    پادکست ایده‌های کار در منزل واقعا عالی بود.
    امیدوارم متنش هم زودتر بارگذاری بشه.
    اگر بغیر از italki سایت این چنینی رو میشناسید بهم معرفی کنید.
    ضمنا در مورد مدارکی که معلم های زبان باید بگیرند یا موجود هست هم یه پادکست بذارید.
    و اینکه یکی میزنه IDP-trained ielts instructor dukd ]d ؟ ممنونم