There are no limits. There are only plateaus, and you must not stay there, you must go beyond them. — Bruce Lee

تا به‌حال شده حس کنی علی‌رغم تمام تلاش و مطالعه‌ت، پیشرفت خاصی رو در روند یادگیری زبانت مشاهده نمی‌کنی؟ احساس کنی سرعت یادگیریت به شدت کاهش پیدا کرده، و یا حتی بدتر، داری درجا می‌زنی طوری که انگار که تو یه بن‌بست گیر افتادی؟ اگه جوابت به تمام این سؤال‌ها بله‌ست و داری با این تجربه‌های نه چندان خوشایند دست‌و‌پنجه نرم می‌کنی، بهتره با مفهوم اثر فلاتی در یادگیری زبان آشنا بشی.

اثر فلاتی چیه؟

اثر فلاتی یه اصطلاح تخصصیه که اغلب در حوزه‌ی روانشناسی آموزش به کار می‌ره. این پدیده به وضعیتی اشاره می‌کنه که یادگیرنده احساس می‌کنه علی‌رغم تلاش و تمرین‌های همیشگیش، دیگه به سرعت سابق یاد نمی‌گیره و پیشرفت خاصی رو مشاهده نمی‌کنه. بله! می‌خوام رو استفاده از لفظ «یادگیرنده» تأکید کنم چرا که به گفته‌ی دکتر اندرس اریکسون، این پدیده تنها مختص یادگیری زبان نیست و اتفاق رایجی در توسعه‌ی هر نوع مهارتی محسوب می‌شه. اما طبیعتاً، ما اینجا در مورد تاثیر این اتفاق در یادگیری زبان صحبت می‌کنیم. 

اگه خودت هم مشغول یادگیری زبانی باشی، حتماً متوجه شدی که وقتی شروع به یادگیری کردی، توی مراحل ابتدایی پیشرفت قابل‌توجه و سریعی داشتی. توی مراحل ابتدایی انگیزه‌ت به شدت بالاست و اشتیاق توقف‌ناپذیرت باعث می‌شه پیوسته دنبال یادگیری نکات جدید باشی، و مثل سیا (خواننده‌ی استرالیایی) درحالی‌که داری به خودت می‌گی: «I’m unstoppable» به مسیرت ادامه بدی. که عالیه! ولی کمی بعد، بسیار محتمله که متوجه بشی یه چیزی این وسط تغییر کرده و باید دو برابر زمان و حجم زحمت و تلاشت رو بذاری وسط تا نتیجه‌ای رو که می‌خوای بگیری. این اتفاق در هر مرحله‌ای از یادگیری می‌تونه رخ بده اما تحقیقات و مطالعات نشون داده‌ن در یادگیری زبان، این پدیده غالباً زمانی مشاهده می‌شه که زبان‌آموز به سطح Intermediate رسیده، و در حد فاصل سطح intermediate و advanced قرار داره. 

اگر بخوام تصویر ملموس‌تری از این اتفاق بهت بدم، باید بگم وقتی به مرحله‌ی Plateau می‌رسی، احساس می‌کنی مغزت پرِ پره و دیگه ظرفیت پذیرش نکات جدید رو نداره؛ و ادامه‌ی یادگیری عملاً برات خسته‌کننده می‌شه. احساس فرسودگی داری و حس می‎‌کنی تو ناکجای یادگیری زبان، یخ زدی و گیر افتادی. از اون شیب تند پیشرفت خبری نیست و داری رو یه مسیر صاف و هموار و مسطح قدم برمی‌داری. درست مثل یه فلات!

از دوره‌ی فلاتی گاهی هم به عنوان Temporary Fossilization یاد می‌شه. Fossilization پدیده‌ایه که اشتباهات زبانی یادگیرنده، همون‌طور که از اسمش پیداست، به شکل فسیل در میان. یعنی سیستم زبانی یادگیرنده مقاومت بسیار بالایی در برابر تصحیح این اشتباهات نشون می‌ده و زمان و تلاش زیادی نیازه تا این مشکلات حل بشن. اما خبر خوشحال‌کننده اینه که این حالت موقته و این دوره رو هم می‌شه پشت‌سر گذاشت. برای درک بهتر اثر فلاتی در یادگیری نمودار زیر رو ببینید.

اثر فلاتی در یادگیری زبان

این نشونه‌ی خوبیه! 

می‌دونم ممکنه با خوندن این مطلب متوجه شده باشی که  تو هم در چنین وضعیتی قرار داری و احساس ناامیدی و سردرگمی بهت دست داده باشه، اما پیش از هر چیز، می‌خوام بهت بگم این اتفاق کاملاً طبیعیه! تو اولین نفری نیستی که با این مسئله مواجه شده. قبل از تو هم کلی زبان‌آموز دیگه همین‌جا بوده‌ن؛ درست تو همین نقطه چنین احساسی داشتن اما از این مرحله هم با موفقیت عبور کردن و به زبان‌آموزهای قوی‌تری تبدیل شدن. 

!If they did, you can too

چرا اثر فلاتی رو تجربه می‌کنیم؟

همون‌طور که قبلاً گفته شد، اثر فلاتی در اغلب موارد در فاصله‌ی بین سطح intermediate)B) و سطح advanced)C) مطابق استاندارد CEFR اتفاق می‌افته. برای این که متوجه بشیم دلیل این اتفاق چیه، باید نگاهی به روانشناسی اکتساب مهارت (psychology of skill acquisition) داشته باشیم.

اندرس اریکسون و رابرت پول در کتاب «قله»، توضیح می‌دن که چطور برای رسیدن به تسلط در اکثر مهارت‌ها به ۵۰ ساعت زمان احتیاج داریم.

After about 50 hours, we are no longer fully focused and we fall into “auto-pilot” mode.”

این‌طوری فکر می‌کنیم دیگه به اندازه‌ی کافی مسلط هستیم و خیلی آروم به comfort zone، یا به قول سعدی «کنج عافیت»مون می‌خزیم. افراد به‌طور طبیعی راحتی رو همواره ترجیح می‌دن و خودشون رو آن چنان به زحمت و سختی نمی‌ندازن. این باعث می‌شه زنگ خطرِ «پایان تلاش بیشتر» به صدا در بیاد؛ یا به عبارتی دیگه، وارد قلمروی اثر فلاتی شیم.

موارد زیر از جمله دلایلی هستند که ممکنه باعث بشن شما اثر فلاتی رو تجربه کنید:

.You’ve met your goals

 خیلی از زبان‌آموزها حین هدفگذاری اهدافی رو برای خودشون تعیین می‌کنن که به راحتی با رسیدن به سطح intermediate محقق می‌شه. مثلاً ممکنه با خودتون بگید همین که بتونم یه مکالمه‌ی عادی رو برقرار و حفظ کنم، یا بتونم متنی رو تو روزنامه یا کتابی به انگلیسی بخونم کافیه. این‌طوری وقتی به هدف‌هاتون برسید، پروسه‌ی یادگیریتون به صورت طبیعی متوقف می‌شه.

.You don’t have goals

برعکسش هم ممکنه! چه از ابتدای کار هدف نداشته باشی، چه با رسیدن به اهداف گذشته هدف جدیدی برای خودت تعیین نکرده باشی، نداشتن هدف در هر حال می‌تونه سرعت یادگیری رو کند کنه. یادت باشه مادامی که تصویر واضح و مشخصی از دستاوردی که می‌خوای بدست بیاری نداشته باشی، نمی‌تونی مسیر روشنی رو هم برای مطالعه‌ی متمرکز تعیین کنی.

.You’re stuck on a loop, doing the same thing all the time

انیشتین در جمله‌ی معروفی که بهش منسوبه می‌گه:

انیشتین

فکر می‌کنم دیگه جای توضیح بیشتری باقی نمی‌مونه! 😁

.You lack confidence

به عنوان یه زبان‌آموز سطح intermediate، راه خیلی زیادی رو پشت سر گذاشتی! حسابی خسته نباشی! اما در عین حال حس می‌کنی اقیانوسی از چیزهایی که نمی‌دونی پیش روته. این باعث می‌شه اعتماد به نفست کمی افت کنه و با خودت فکر کنی دیگه هیچوقت نمی‌تونی روان صحبت کنی.

.There’s a natural slow down 

اگه ‌می‌دونی که کارت رو داری درست انجام می‌دی اما با تمام این تفاسیر باز هم تو این فلات زبانی گیر افتادی، خیلی خودت رو سرزنش نکن. این یک پدیده‌ی طبیعیه و دونستن این واقعیت باعث می‌شه تمام تقصیرها رو هم به گردن خودت نندازی.

یادت باشه خیلی از مردم هرگز از این فلات سخت اما شکست‌پذیر عبور نمی‌کنن. اصلاً این اثر یکی از مهم‌ترین دلایلیه که خیلی از زبان‌آموزها در مسیر یادگیری زبان متوقف می‌شن و جا می‌زنن. حالا شاید برات این سؤال پیش بیاد که:

«من چطور می‌تونم یکی از اون‌ها نباشم؟»

.Immerse yourself

خودت رو در زبان غوطه‌ور کن؛ یا به‌عبارتی، خودت رو در معرض زبان انگلیسی قرار بده. به لطف تکنولوژی این کار به راحتی امکان‌پذیره. فکر کن از اخبار صبحگاهی‌ای که نگاه می‌کنی تا پیامی که به دوستان و همکارانت می‌دی، پرداخت قبض و کارهای روزمره، تا تماشای فیلم و سریال و گوش‌دادن به موسیقی و پادکست و مطالعه‌ی مقاله و کتاب و و و همه به زبان انگلیسی باشه! مثلاً توی این پست غزاله بهمون یاد داده چطور از Google Maps برای یادگیری زبان استفاده کنیم.

.Learn more vocabulary

راهنمای جامع یادگیری اصولی لغت مطلبیه که نیکو توی وبلاگ لینگمی برامون نوشته. راهنمایی که به قدری جامعه، که من رو از ارائه‌ی هر توضیح بیشتری باز می‌داره. حتماً این پست رو چک کن و یادت باشه که از اپ‌هایی مثل Quizlet و Ankidroid غافل نشی!

 .Interact with native speakers

از شایع‌ترین علائم و نشانه‌های اثر فلاتی، استفاده‌ی بسیار از یک سری مجموعه لغت‌های یکسانه. استفاده از این کلمات تکراری در حالی که مجموعه‌ی بی‌نهایتی از واژ‌ه‌های متفاوت وجود داره ممکنه فرساینده و یا حتی خجالت‌آور باشه. راه حل این مشکل، صحبت با native speakerهای زبان مدنظرته. دوست انگلیسی‌زبان تو در صورتی که متوجه استفاده‌ی بیش از حد تو از دایره‌ی لغات محدود بشه، به راحتی می‌تونه بهت جایگزین‌های مناسب‌تری رو پیشنهاد بده. برای ارتباط با افراد native، اپ‌ها یا سرویس‌های language exchange، بهت این امکان رو می‌دن که از طریق تبادل زبان، زبان موردنظرت رو بهتر یاد بگیری. فرض کن یه پارتنر انگلیسی‌زبان پیدا کردی که مشتاق یادگیری فارسیه. در این صورت، تو به زبان انگلیسی، که زبان مادری پارتنرته تمرین می‌کنی، اون هم به زبان مادری تو، فارسی.

لیستی از اپ‌ها و سایت‌های مناسب در زمینهٔ language exchange رو می‌تونی توی سایت preply ببینی، همینطور درمورد language exchange از طریق اسکایپ می‌تونی توی این مقاله از سایت fluentu اطلاعات بیشتری کسب کنی. اپلیکیشن lingbe هم می‌تونه تجربهٔ جذابی برات فراهم کنه.

.Try new methods

حالا که سرعت یادگیریت کم شده و در بند اثر فلاتی گرفتار شدی، بهتره روش‌های یادگیریت رو عوض کنی. double translation یکی از متدهاییه که خیلی مفیده. توی این متد، تو متنی از یک زبان رو به زبان دیگه، و مجدداً از نو به همون زبان اول ترجمه می‌کنی. مثلاً:

English ⇒ Persian ⇒ English

مشخصاً برای انجام این کار، به دیکشنری احتیاج داری. اما از اونجایی که با خیلی از ساختارهای دستوری و لغات زبان انگلیسی آشنایی، می‌تونی به خودت اعتماد کنی و دیکشنری رو فقط برای پیدا کردن لغاتی که بلد نیستی به کار ببری. این روش برای تقویت دایره‌ی لغات، مهارت نوشتاری و خواندن عالیه. 

راه دیگه، شرکت‌ در دوره‌های آموزشی غیرزبانی به زبان انگلیسیه. برنامه‌نویسی؟ معماری می‌خونی یا دانشجوی مدیریتی؟ پرستاری یا در زمینه‌های پژوهشی مشغول به کاری؟ می‌تونی تو یه دوره‌ی تخصصی کاری شرکت کنی که مختص حرفه و رشته‌ی خودته اما به زبان انگلیسی برگزار می‌شه. همین حالا یه حساب کاربری تو کورسرا Coursera ایجاد کن، دوره‌ی موردنظرت رو پیدا کن و راهی سفر جذاب و پرچالش یادگیری شو!

.Build confidence with other learners

هیچی به اندازه‌ی یه دوست/پارتنری که در وضعیت مشابه تو قرار گرفته و با تو هدف یکسانی داره نمی‌تونه برای تقویت اعتماد به‌نفست مؤثر باشه.

Get together with or make friends who are at a similar stage in their learning progress. If you’re not sure how to do this, check out some language learning communities.

و در نهایت،

.Focus on your psychology

فراموش نکن که تو مسیر پرپیچ‌و‌خم یادگیری زبان، Mindset و نگرش تو خیلی بیشتر از متدهایی که به کار گرفتی می‌تونه برات کمک‌کننده/آسیب‌زننده باشه! می‌دونی که توی این راه قراره با موانع و چالش‌های زیادی مواجه بشی.

Language learning is a marathon, not a sprint.

روحیه‌ی خودت رو نباز و پیوسته به خودت یادآوری کن که تا رسیدن به این نقطه چه مسیر درازی رو پشت سر گذاشتی. داشتن یه language journal می‌تونه خیلی برات مفید باشه! وقتشه دیگه به این تفکر غلط راجع‌به اثر فلاتی پایان بدیم و اون رو فقط و فقط یه چالش طبیعی در نظر بگیریم، نه تراژدی‌ای که قراره با شکست توش دنیا به پایان برسه. 

As Ryan Holiday writes in his book, The Obstacle is the Way: “The obstacle in the path becomes the path. Never forget, within every obstacle is an opportunity to improve our condition.”

ازت متشکرم که تا انتهای این مطلب با من همراه بودی. امیدوارم این پست تونسته باشه سؤالات و ابهام‌های تو رو رفع کنه. رو بخش کامنت‌های این مطلب به عنوان فضایی برای تبادل نظرات و رفع سؤال‌هات حساب باز کن! منتظر بازخوردهای ارزشمند و سازنده‌ت هستم!