تاحالا شده با خودتون فکر کنید حافظه‌تون به اندازهٔ کافی قوی نیست و برای همین نمی‌تونید به‌خوبی زبان و مخصوصاً لغات رو یاد بگیرید؟ باید بهتون بگم که این موضوع اونقدرها هم که فکر می‌کنید به قوی بودن حافظه مربوط نیست. آره، شاید واقعاً بعضی‌ها حافظهٔ قوی‌تری داشته باشن یا توی به‌خاطر‌سپردن چیزها سبک‌های مختلفی داشته باشن، یا حافظه‌های دیگرشون مثل حافظهٔ شنیداری یا دیداری به یه اندازه قوی نباشن. اما چیزی که در یادگیری لغت خیلی مهم‌تره روش یادگیری و مرور لغاته. در واقع اگر بلد باشیم چطور از ذهن و حافظه‌مون استفاده کنیم می‌تونیم چیزهای بیشتری رو به‌خاطر بسپریم و لغات بیشتری یاد بگیریم. توی این یادداشت می‌خوام یکی از اون روش‌ها رو بهتون معرفی کنم که به نظر خودم خیلی جالب و کاربردیه. 

اسم این روش هست تکرار با فاصله یا Spaced Repetition. شاید براتون تکراری باشه اگه بگم برای یادگیری لغت باید چیزهایی رو که می‌خونید و یاد می گیرید تکرار کنید. اما چیزی که اینجا می‌خوایم بهش بپردازیم با فاصله بودن یا spaced بودن تکراره. نمی‌شه یه لغت رو در عرض یک شب بارها برای خودمون تکرار کنیم و انتظار داشته باشیم اون لغت ملکهٔ ذهنمون بشه. بلکه لازمه طی یک مدت زمان نسبتاً طولانی و با فاصله‌های زمانی به سراغ چیزهایی که تازه یاد گرفتیم بریم و دوباره و دوباره مرورشون کنیم. 

این روش اولین بار توسط یک روانشناس آلمانی به نام هرمان ابینگهاوس پیشنهاد شده. این روانشناس طی تحقیقاتش به این نتیجه رسیده که فرآیند فراموش‌کردن اطلاعات در ذهن ما به صورت خطی اتفاق نمی‌افته. بلکه ما اطلاعات رو با فاصلهٔ زمانی خیلی کم بعد از دریافت اون‌ها خیلی سریع‌تر فراموش می‌کنیم نسبت به بازه‌ای که زمان بیشتری از دریافت اون اطلاعات گذشته. او این پدیده رو با نمودار زیر نشون داده که در اون محور افقی زمان و محور عمودی میزان اطلاعاتیه که به خاطر میاریم.

یادگیری لغت

با در نظر گرفتن این نمودار، ممکنه فکر کنید که بهترین بازه‌های زمانی برای مراجعه به مطالبی که مطالعه کردیم چه زمان‌هایی هستن؟ برای تحقیق در این باره هم یک محقق به اسم پیوتر وزیناک نرم‌افزاری رو توسعه داد که با استفاده از اون بتونه روی چگونگی عملکرد حافظهٔ بلند‌مدت انسان و اثر تکرار با فاصله تحقیق کنه. نتایج این تحقیق به این صورته:
اولین تکرار: روز اول
دومین تکرار: روز هفتم
سومین تکرار: روز شانزدهم
چهارمین تکرار: روز سی و پنجم 

فکر می‌کردید بین تکرارها اینقدر فاصله لازم باشه؟ این فاصله‌های زمانی شما رو یاد چیزی نمیندازه؟ درسته، جعبه لایتنر.

اما شاید پیش خودتون فکر کنید استفاده از جعبه لایتنر و فلش‌کارت دیگه پاسخگوی نیاز شما نیست. اینجا باید بهتون یادآوری کنم که این روش هنوز هم بین دانشجویان رشته‌های پزشکی و حقوق که لازمه حجم بالایی از مطالب آموزشی رو به ذهن بسپارن و برای خودشون یادآوری کنن، کاملاً مرسومه و جواب می‌ده. پس شاید بهتر باشه این روش رو برای خودتون کمی بهینه کنید. چطوری؟ با استفاده از اپلیکیشن‌ها.

اپلیکیشن‌ها فضای کاربری جذابی دارن و شما رو به مطالعه تشویق می‌کنن. برای به‌کارگیری روش لایتنر هم استفاده از اپلیکیشن‌هایی مثل Quizlet یا Anki رو پیشنهاد می‌کنم که امکان اضافه‌کردن فلش‌کارت رو بهتون می‌دن و اینجوری شما رو از درست‌کردن فلش‌کارت‌های کاغذی بی‌نیاز می‌کنن.

اگه شما هم از قبل با روش‌های مبتنی بر این تئوری مثل جعبه لایتنر یا روش‌های دیگه کار کردید و تجربه‌ای دارید، ازتون می‌خوام برام توی کامنت‌ها دربارهٔ نتیجه‌ش بنویسید و اگه نظر دیگه‌ای دربارهٔ این روش دارید توی کامنت‌ها با من و دوستان دیگه‌تون به اشتراک بذارید.